دبابراتا باسو در سال 1925 در داکای هند(که اکنون جزء بنگلادش است)متولد شد.ریاضیات را در دانشگاه داکا آموخت و در همان دوران آمار را به عنوان یکی از دروسی که در برنامه آموزشی رشته ریاضیات ارائه می شد فرا گرفت.
باسو پس ازکسب درجه فوق لیسانس ازدانشگاه داکا٫درسال های1974 و1948 در همان دانشگاه مشغول به تدریس شد.او همواره آرزوی این که یک ریاضی دان باشد را در سر می پروراند.
اما به دلیل اتفاقات حزن آور سیاسی در آن دوران این امر میسر نگردید و در سال1950 برای همیشه به کلکته رفته و در آنجا به موٴسسه ی آمار هندوستان پیوست و به همراه رائو مشغول به تحقیق شد.
با سو پس از دفاع از رسالهٴخود در سال1953 با استفاده از بورس تحقیقاتی فولبرایت به برکلی رفت و
با دیدگاه نیمن_پیرسن(چارچوب آمارکلاسیک)آشنا شد.
شک او دراین زمینه وقتی آغاز شد که طی ملاقات با فیشر در موٴسسه ی آمار آمریکا در سال1955 از
پارادکس شرطی فیشر مطلع شد.پس از آن تحقیقات زیادی انجام داد که منجر به این شد که در
سال1968دیدگاه بیزی را قبول کند.وی همچنین بسیاری از افراد در هندوستان و دیگر نقاط دنیا را
متقاعد به پذیرفتن دیدگاه بیزی کرد.
باسو به آمار کلاسیک اعتقاد کمی داشت و معتقد بود که معمولا اطلاعات کمی در داده ها وجود دارد
و آن حرفهٴآماردان است که آن اطلاعات را از دل داده ها استخراج کند.
باسو در برخی شاخه های آمار سهم مهمی ایفا می کند.قضیه های وی درباره استقلال آمارهٴ
بسندهٴکامل و آمارهٴکمکی حدود پنجاه سال قدمت دارد٫اما هنوز خواندنی هستند.
باسو در طول زندگی خود به استقلال شرطی توجه خاصی داشت و تخصص وی بیشتر در زمینهٴ
استنباط آماری و نمونه گیری بود. وی مثال های نقص زیبایی در بعضی شاخه های آمار دارد.
همچنین مقالات زیادی در زمینهٴدرستنمایی و نظریه اطلاع و آماره های کمکی و تفسیرهای بنیادی
در زمینهٴتئوری و کاربرد پیمایش های نمونه ای از دیدگاه بیزی٫تاٴلیفاتی مبنی بر کارامد نبودن برخی
از مفاهیم اصلی تحلیل های طرح_پایه و تحقیقاتی برای ارائه روش های جایگزین که با در اختیار داشتن داده ها دارای خواص فراوانی مناسب باشند ارائه کرد.
باسو قبل از آمدن به دانشگاه فلوریدا در سال1975در ایالات متحده سمت های زیادی داشت و از اعضاﺀ
انتخابی مؤسسهٔ بین المللی آمار و همچنین مؤسسهٔ آمار ریاضی بود.وی تقریبا از دوازده دانشگاه
ایالات متحده بازدید کرد و سخنرانی های جهانی در این مکان ها داشت.باسو در سمت اولین رئیس
مطالعاتی در مؤسسهٔ آمار به همراه رائو و هالدان برنامهٔ آموزشی جدیدی را در آمار بیز شروع کردند که
یکی ازدوره های مبتکرانه دردهه ی60 بود.وی سال های زیادی درمؤسسه آمار هند و دانشگاه
فلوریدا تدریس کرد(1975تا1985)و درسال1990به درجهٔ استادی این دانشگاه انتخاب شد و در همین
سال از دانشگاه فلوریدا بازنشسته شد.
باسو به کم کردن جزئیات غیرلازم و همچنین به این که یک مطلب چگونه از یک تفکر ساده و روشن
نتیجه می شود معتقدبود. او همواره نسبت به تدریس مناسب به دانشجویان ونیز سنجش فراخور٫
دغدغهٴ خاطرداشت.
باسو یک معلم بزرگ و یک اندیشمند و محقق واقعی بود و به دانشجویانش عشق می ورزید و
دانشجویان وی نیز به او علاقه مند بودند.در سیمنارهای او استادان و دانشجویان به یک اندازه الهام
می گرفتند.
باسو به درختان٫گل ها و بچه ها عشق می ورزید و در سرتاسر زندگی خود شدیدا به باغبانی وهمچنین بازی بریج علاقه داشت.خانواده ی او عقیده دارندکه از بین همه صفات خوب او٫مهربانی او نسبت به انسان های دیگر٫مخصوصا بچه ها وبیچارگان دنیا بیشتر از همه بارز بود. باسو در اواخر عمر نابینا شد و در 24 مارس سال2001 در سن76 سالگی بر اثر بیماری آلزایمر در کلکته جان سپرد.











